اخبار محرمانه

آخرين مطالب

تحلیل معاون سیاسی رئیس‌جمهور درباره راهبرد پزشکیان سیاسی

تحلیل معاون سیاسی رئیس‌جمهور درباره راهبرد پزشکیان
  بزرگنمايي:

اخبار محرمانه - خبرآنلاین / کشور به هیچ وجه نباید در دوره طولانی در تحریم باشد زیرا تحریم های بلند مدت می تواند بیش از گذشته به توسعه اقتصادی آسیب بزند و در درازمدت به عرصه های دیگر هم زیان وارد کند؛ بنابراین این موضوع به صورت جدی در دستور کار سیاست خارجی کشور هست و در سال آینده (1404) نیز باید باشد.
مهدی سنایی، معاون سیاسی رئیس جمهور در گفت و گویی که مریم سالاری در ایران سال با او انجام داده، راه خروج ایران از چالش ها را «وفاق ملی و سیاست خارجی متوازن» ذکر کرده و در این دو بخش وضعیت ایران و جهان را به تحلیل نشسته است. سنایی سیاستمدار اصلاح‌طلب و دیپلمات ایرانی (سفیر پیشین ایران در روسیه و نماینده حوزه انتخابیه نهاوند در دوره های هشتم و نهم مجلس شورای اسلامی) است. او در دولت چهاردهم از شهریور 1403 معاون امور سیاسی دفتر رئیس‌جمهور و از آبان 1403 مشاور سیاسی رئیس‌جمهور است. سنایی تدریس در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران را از سال 1382 خورشیدی در گروه روابط بین‌الملل آغاز و سپس با شکل‌گیری گروه مطالعات منطقه ای، دو دوره و تا سال 1392 عضو وابسته این گروه بود. وی گروه مطالعات روسیه در دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران در سال 1386 و مرکز مطالعات غیردولتی ایران و اوراسیا با عنوان ایراس را در سال 1383 خورشیدی بنیان گذاشت. 
سنایی در این گفت و گو در بخش نخست به معنای وفاق در نگاه پزشکیان و حوزه تحقق آن می پردازد. سپس از نظر فلسفه سیاسی تمایز مردم، جامعه و ملت با سوابق تاریخی آن در اندیشه لاک، تبیین کرده و پایین ترین و بالاترین سطح وفاق را به بررسی می نشیند. او برای درک درست از وفاق، تاکید اساسی روی تمایز میان رویکرد و روش و گفتمان با یکدیگر و سپس به چالش های تحقق وفاق می پردازد. او در بخش چالش های وفاق تاکید می کند که نارضایتی بخشی از جامعه که در انتخابات شرکت نکرده اند، و اختلافات سیاسی در هیات حاکمه، موانع اصلی بر سر راه تحقق وفاق هستند. 
در بخش خارجی، سنایی به طرح اسکلت سیاست خارجی دولت پزشکیان می پردازد. از نظر او پزشکیان بر سیاست آشتی جویانه و وحدت بین جوامع اسلامی تاکید دارد. اما با ایجاد تمایز میان سیاست های غیرمترقبه ترامپ 2 در برابر ترامپ 1، چالش های او را برمی شمارد. از این منظر او نقش روسیه و شیوه پرداختن آمریکا به برجام را بسیار با اهمیت می داند. اما برای تحقق اهداف جمهوری اسلامی بر نیاز ایران به یک سیاست خارجی چند وجهی و متوازن بر پایه رابطه با همه دنیا و کنار گذاری سیاست خارجی تک سویه را مطرح می کند. او معتقد است ایران هراسی تا اندازه زیادی منتفی شده ولی دشمنان بر روی ایران ضعیف دارند مانور می دهند. و در آخر تاکید می کند که تاب‌آوری و مقاومت مردم در گرو خروج از تحریم‌ها است و دولت باید مردم را نسبت به سیاست‌های کشور قانع و به رفع تحریم‌ها امیدوار کند زیرا خروج از تحریم‌ها و بهبود وضعیت اقتصادی، از اولویت‌های اصلی کشور است. این گفت وگو در زیر از نظرتان می گذرد:
بازار
***
معنای وفاق در نگاه پزشکیان
«وفاق» کلید واژه پرتکراری در ادبیات و سخنان آقای پزشکیان در تبیین موضوعات و چالش هایی است که ایشان برای آن چاره ای جز رواداری نمی بیند؛ نگاهی که به نظر می رسد مبنای رویکرد عملی دولت چهاردهم در پیگیری مسائل داخلی کشور و همچنین موضوعات سیاست خارجی ذیل سیاست آشتی جویانه ای است که وعده داده است در این حوزه در پیش گیرد. با توجه به اهمیت این رویکرد بفرمایید «وفاق» مورد تاکید رئیس جمهوری حائز چه ویژگی ها و اقتضائاتی است؟
وفاق می تواند هم یک مفهوم اجتماعی و هم یک توصیه دینی باشد. آن گونه که دکتر پزشکیان اشاره می کنند. منظور از وفاق این است که اهداف و برنامه های کشور با همبستگی و یکپارچگی دنبال شده و به مرحله اجرا برسند. ایشان همواره بر سیاست های کلی برنامه ها و قوانین کشور تاکید دارند و معتقدند که پیگیری این اهداف باید با وفاق و همدلی صورت گیرد. این رویکرد طبیعتاً ریشه در آموزه های دینی و سنت هایی دارد که بر وحدت و «وفاق» در جامعه مسلمانان تاکید می کنند. ایشان با ذکر احادیث و روایات بر مفاهیمی چون برادری بین مسلمانان و توصیه های مشابه تأکید می ورزند. از منظر ایشان جامعه باید یک صدا در جهت تحقق اهداف کشور گام بردارد. همچنین با توجه به تجربیات تاریخی معتقدند که اختلافات باعث عقب ماندگی می شوند و دست یابی به اهداف تنها از طریق وحدت و «وفاق» امکان پذیر است.
آقای پزشکیان با عنایت به تجربیاتشان در مناصب مختلف وزارت و نمایندگی مجلس، بر این باورند که برای پیشبرد برنامه های کشور سطحی از وفاق ضروری است. در غیر این صورت کارشکنی ها اختلافات و نزاع ها مانع از دستیابی کشور به اهداف مورد نظر خواهند شد. ایشان بر این نکته نیز تاکید دارند که «وفاق» میان جناح های سیاسی مختلف اصولگرا و اصلاح طلب می تواند به کشور کمک و از هدر رفتن انرژی ها و فرصت ها جلوگیری کند و موجب هم افزایی توانمندی های گروه های سیاسی شود. بنابراین وفاق مفهومی است هم در عرض و هم در طول به این معنا که دولت و ملت باید در «وفاق» باشند و این وفاق نباید محدود به دولت بماند، بلکه در درون دولت، گروه های سیاسی و احزاب و همچنین در عرصه ملی و در میان مردم نیز باید این «وفاق» شکل بگیرد. افزون بر این، وفاق یک مفهوم اجتماعی را نیز در خود جای داده است.
تمایز گذاری میان مردم، با جامعه و ملت براساس نگاه جان لاک
تفاوت میان «مردم» و «جامعه» چیست ؟
«جامعه» و «ملت» سطحی بالاتر از «مردم» هستند؛ یعنی مردمی که به یک اجماع و «وفان» رسیده اند. جان لاک، جامعه شناس شهیر و بنیانگذار مفهوم «وفاق اجتماعی» در دوران مدرن و عصر دولت ملت، به این نکته اشاره می کند که برای گذر از مرحله «مردم» و آحاد افراد به «جامعه» و «ملت» که خاستگاه دولت هستند، بیازمند سطحی از اجماع و «وفاق» هستیم.
این اجماع و «وفاق» چه کمکی می کند؟
این هم رایی سبب می شود که در بخشی از ادراک و فهم مصالح جامعه، همگان به یک نظر واحد برسند، به همین دلیل «منافع ملی» تعریف می شود و این «منافع ملی»، دیگر حوزه ای است که نباید مورد خدشه قرار گیرد.
عدم رعایت الزامات وفاق و منافع ملی در صدا و سیما؛ وفاق به مثابه رویکرد و نه گفتمان
اما اگر «وفاق» را مبنا و رویکرد دولت در حل چالش ها و پیشبرد خواست ها در نظر بگیریم، چنانکه دولت چنین متصور است، زمینه ها و بسترهای تاریخی جامعه با این انگاره همخوان نیست.
در مراحل توسعه سیاسی نیز با یک عقب ماندگی تاریخی مواجه هستیم و هنوز به آن وفاق اجتماعی که موجب رعایت حقوق دیگران می شود نرسیده ایم. «وفاق اجتماعی» سبب می شود که حتی در نیمه های شب نیز از چراغ قرمز عبور نکنیم. هنگامی که شاهد سرقت از خانه دیگری (و نه فقط خانه خودمان هستیم) به پلیس اطلاع دهیم و در رقابت های سیاسی از منافع ملی عبور نکنیم. متاسفانه این اصول به طور روزمره توسط برخی از سیاستمداران در کشور ما نقض می شود. فردی در رسانه یا تلویزیون به اظهار نظر می پردازد و نه تنها دیدگاه خود را بیان بلکه برای کشور هم هزینه ایجاد می کند و به جای انتقاد سازنده به تخریب روی می آورد. عدم رعایت این مرزها ناشی از عدم درک صحیح از «وفاق اجتماعی» است. «منافع ملی» کشور در واقع بر همین وفاق اجتماعی استوار است.
اما نکته ای که باید به آن اشاره کنم این است که «وفاق» یک رویکرد است و نه لزوماً یک گفتمان. دولت در عرصه سیاست داخلی و خارجی، گفتمان های خاص خود را دارد؛ به عنوان مثال تمرکززدایی که از سوی رئیس جمهوری و برخی از اعضای دولت مطرح می شود یک گفتمان است. اما «وفاق» در واقع رویکردی است که به ما می گوید گفتمانی را که تعریف می کنیم و اهدافی را که کشور دنبال می کند باید از طریق «وفاق» پیگیری کنیم ، بنابرایی نباید این دو مفهوم را با یکدیگر اشتباه کرد. «وفاق»، گفتمان دولت نیست، بلکه روش و رویکرد دولت برای تأمین اهدافی است که کشور دارد و در راستای گفتمانی است که دولت به آن باور دارد.
وفاق به مثابه روش
به زمینه های فکری و اندیشه ای این رویکرد اشاره کردید، اما به نظر می رسد دولت آقای پزشکیان ایده «وفاق» را بیشتر از منظر اخلاقی، توصیه و ارزشی مورد توجه قرار می دهد و نه به عنوان یک امر سیاسی. بنابراین تا الآن با وجود همه این تأکیدها و تلاش هایی که ایشان با تکرار این مهم در نشست های مختلف و حتی در بحث های داخلی انجام داده، نتوانسته است به لحاظ سیاسی زمینه های شکل گیری «وفاق» را فراهم آورد. نظر شما در این رابطه چیست؟
این موضوع به همان دلیلی بر می گردد که پیش تر اشاره کردم؛ باید میان اهداف یک دولت و روش های آن تفکیک قائل شد. اگر «وفاق» هدف دولت باشد، آنگاه همان می شود که شما می گویید؛ یعنی این احساس به وجود می آید که دولت صرفاً در حال توصیه کردن است. اما واقعیت این است که دولت در بخش های مختلف برنامه های کلی کشور را مد نظر دارد و سیاست گذاری های خاص خود را دنبال می کند. «وفاق» یک روش است. شاید این که در کلام و گفتار آقای رئیس جمهوری، وفاق این قدر برجسته شده به این دلیل است که ایشان طی دوره های مختلف دیده اند که بسیاری از گفتمان ها و برنامه ها قربانی عدم «وفاق» شده اند. برداشت ایشان این است که رقابت سیاسی در کشور، رقابتی سالم نیست و در چهارچوب مشخصی جریان ندارد. در نتیجه دولتی روی کار می آید و به قدرت می رسد، اما گروه هایی می توانند مانع کارش شوند و از تحقق برنامه هایش جلوگیری کنند. شاید تجربیات آقای دکتر پزشکیان باعث شده که تاکید ایشان بر «وفاق» بسیار پررنگ، غالب، و تقریباً روزمره و هفتگی باشد. به عبارت دیگر تجربه شکست برنامه ها و عدم تحقق اهداف دولت ها به دلیل کارشکنی مخالفان و عدم همراهی برخی گروه ها، این موضوع را در ذهن آقای رئیس جمهوری بسیار برجسته کرده است.
رای مردم به مخالفان دولت رئیسی؛ دولت چهاردهم منتقد سیاست های دولت سیزدهم
اما با این حال ما شاهد بوده ایم که این رویکرد و تلاش در چند ماهی که از آغاز به کار دولت چهاردهم می گذرد، نتوانسته به نتیجه مطلوب برسد. در مورد برخی موضوعات سیاست خارجی، همچنان اختلافات اساسی وجود دارد و به نظر می رسد این مفهوم «وفاق» و تأکید دولت بر آن با هر سازوکاری که تا الآن پیش رفته، نتوانسته به اهداف خود دست یابد. پاسخ شما به این نقد چیست؟
ما باید کمی واقع بینانه تر به این موضوع نگاه کنیم؛ اولا همان طور که گفتم «وفاق» باید به شکل عرضی و طولی گسترش پیدا کند. «وفاق» فقط «وفاق» گروه های سیاسی نیست. بلکه «وفاق» کلی دولت با ملت، «وفاق» بخش های مختلف دولت و حاکمیت با یکدیگر و همچنین «وفاق»، بخش های مختلف مردم نیز حائز اهمیت است. شاید «وفاق» ہیں مردم و حاکمیت از «وفاق» بین گروه های سیاسی مهم تر باشد. در حال حاضر سطح نارضایتی در جامعه کم نیست. مشکلات اقتصادی مسائل متعدد و بسیاری از شکاف های اجتماعی حل نشده اند. بسیاری از مشکلات و تبعیض ها در کشور وجود دارند و باعث نارضایتی گسترده ای شده اند. این یک واقعیت است که 50 درصد مردم در انتخابات شرکت نکرده اند. پس «وفاق»، باید با آن 50 درصد هم باشد. بنابراین در اینکه «وفاق» و یک نوع همگرایی داخلی برای کشور بسیار ضروری است، شکی نیست و به نظر من یکی از بزرگترین هدفگذاری هایی که کشور در آینده باید انجام دهد، این است که رضایت آن 50 درصد را فراهم کند و به جای برگزاری انتخابات 50 درصدی، انتخابات 80 درصدی برگزار کند. بنابراین گسترده دیدن مفهوم «وفاق»، مهم است.
در عین حال در عرصه سیاسی نباید همه چیز را خیلی مطلق انگارانه تحلیل کرد. به هر حال تحقق هر موضوعی در یک سطحی امکان پذیر است؛ این که گروهای سیاسی مخالف دولت، اختیارات دولت را به رسمیت بشناسند و حقوق دولت را به رسمیت بشناسند و فرصت کافی به آن بدهند؛ زیرا دولت رأی مردم را کسب کرده است تا در عرصه سیاست خارجی، سیاست داخلی، اقتصاد، امنیت، فرهنگ، گفتمان پایگاه رأی دهنده به خود را ترویج کند. مخالفان نیز باید به این توجه داشته باشند که این دولت، منتخب مردم است و باید در فرصت تحقق اهدافش را به آن بدهند. اما «وفاق»، به این معنا نیست که دولت مخالف نداشته باشد. خب، دولت خودش منتقد دولت پیشین و رقبای سیاسی اش بوده است. این که ما در مفهوم مدرن و در مفهوم دولت - ملت هم «وفاق اجتماعی» را بپذیریم و در حوزه منافع ملی رقابت نکنیم و فقط در درون آن رقابتمان را شکل بدهیم، حائز اهمیت است.
منتهی باز هم تاکید می کنم، این به این معنا نیست که مخالفین دولت هم از خودشان سلب اختیار کنند و حقوق خودشان را نادیده بگیرند. به هر حال دولتی که به قدرت رسیده، طبیعی است که مخالفینش هم حق داشته باشند از آن انتقاد کنند و در چهارچوب مرسوم با آن مخالفت کنند.
تخریب سیاست های منطقه ای دولت پزشکیان توسط اسراییل و آمریکا
 آقای پزشکیان مفهوم «وفاق» را در سیاست خارجی بسیار برجسته کرده و از سیاست آشتی جویانه با جهان سخن گفته اند. اما این در حالی است که به رغم شکل گیری روندهای همگرایانه در منطقه، از ترمیم رابطه با کشورهای عربی گرفته تا تقویت پیوند با متحدان آسیایی همچون روسیه، بازگشت دوباره آقای ترامپ به کاخ سفید این تحولات را تحت الشعاع قرار داده است. فکر می کنید متغیر «ترامپ» و تکروی هایی که هم نسبت به متحدان اروپایی آمریکا و هم در منطقه در پیش گرفته، تا چه اندازه معادلات پیشین و همچنین محاسبات دیپلماتیک ایران را متاثر خواهد کرد؟
این سیاست آشتی جویانه که به آن اشاره کردید بخشی از گفتمان دولت است. دولت به صورت کلی در جهان یک سیاست آشتی جویانه را دنبال می کند؛ همان شعری که دکتر پزشکیان به آن اشاره می کنند: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است با دوستان مروت یا دشمنان مدارا». رئیس جمهوری در منطقه یک نوع سیاست وحدت و تقریب بین جوامع اسلامی را دنبال و بسیار به این موضوع اشاره می کنند. ایشان نه تنها در عرصه رسانه، بلکه در گفت و گوهای دو جانبه ای که با روسای کشورهای اسلامی دارند، روی همین موضوع تقریب و وحدت اسلامی تاکید می کنند. علاوه براین، ایشان در حوره همسایگی، فراتر از سیاست همسایگی به یک نوع همگرایی تاکید دارد و می گویند چرا در اتحادیه اروپا، داخل کشورهای اروپایی مرز وجود ندارد و رفت و آمد این قدر تسهیل و امکانات ارتباطاتی فراهم شده است. اما در منطقه ما این اتفاقات رخ نداده است. ایشان بخش زیادی از این موضوع را ناشی از همان عدم وحدت و وجود پراکندگی می دانند.
بنابراین سیاست هایی که دولت دنبال می کند به طور طبیعی تحت تأثیر حوادث و وقایع بین المللی و منطقه ای قرار می گیرد. اما روی کار آمدن دولت با اتفاقات ناخوشایندی از جمله تشدید جنگ در منطقه، حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به غزه و جنوب لبنان و ترور رهبران مقاومت در ایران و جاهای دیگر مواجه شد که این ها باعث تشدید اوضاع شد. علاوه بر این یک شگفتی دیگر روی کار آمدن ترامپ بود. روی کار آمدن آقای ترامپ هم منتظره بود و هم غیر منتظره. منتظره از این جهت که یک رقابت سیاسی بود و احتمال داده می شد که کاندیدای دموکرات ها پیروز نشود و کاندیدای جمهوری خواهان که ترامپ بود، پیروز شود. با توجه به شرایط جهان و مشکلات داخلی آمریکا هم هر چه نزدیکتر می شدیم به زمان انتخابات آمریکا، این احتمال افزایش پیدا می کرد. 
اما روی کار آمدن دونالد ترامپ یک اتفاق غیر منتظره بود؛ از جهت سیاست هایی که اتخاذ کرد. همه گمان می کردند که با توجه به تجربه گذشته، هم تیم میانه روتری به کار بگیرد و هم سیاست های میانه روتری را اتخاذ کند، ولی این اتفاق نیفتاد، او تیمی را که مانند تیم قبلی، از یک پایگاه حزبی و سیاسی باشند، انتخاب نکرد. ولی به هر حال، افراد رادیکالی برگزید و روش ها و سیاست هایی هم که اتخاذ کرد، مقداری نسبت به گذشته رادیکال تر بود. موضعی که نسبت به اروپا، غزه، مکزیک، کانال پاناما و اوکراین اتخاذ کرد، بسیار تند بود. بنابراین در حال حاضر سیاست خارجی و به صورت کلی عرصه سیاسی در آمریکا، به اندازه زیادی شخصی شده است؛ یعنی از دایره حزبی، خارج شده و الآن در اختیار آقای ترامپ است. این درحالی است که در دوره اول ریاست جمهوری او، اکثریت کنگره همراهش نبودند و می توانستند در مسیر اجرای سیاست هایش، موانع بیشتری ایجاد کنند؛ اما در این دوره اکثریت کنگره را نیز همراه خود دارد، حداقل تا یک سال و نیم دیگر که انتخابات جدید کنگره برگزار می شود، شرایط برایش فراهم است و می تواند یکه تازی کند. بنابراین روش ترامپ هم از دایره سیاست خارجی کلاسیک خارج است و از دایره سیاست های حزبی آمریکا و مقدار زیادی حول و حوش پرسونال برند شخصیت خود ترامپ می چرخد به این دلیل باید منتظر بود و دید که آمریکا در دوره او چه اتفاقاتی را در سیاست خارجی رقم میزند.
عمر یکه تازی ترامپ چقدر خواهد بود؟
به نظر می رسد روند تحولات پرچالش در سطح بین الملل و همچنین منطقه خاورمیانه تا سطحی تحت تأثیر مناسبات شخصی ترامپ و پوتین قرار گرفته است. این تأثیر را می توان در تسهیل فرآیند مذاکرات اوکراین و بروز نشانه های جدی از کرملین برای حل پرونده اختلافات میان ایران و آمریکا دید. این همسویی واشنگتن - مسکو و پیامدهای آن بر روندهای جاری دیپلماتیک را چطور ارزیابی می کنید؟
من ابتدا اشاره کنم که در شرایط معاصر آمریکا، این که چه بر سر خود آمریکا خواهد آمد، مهم تر از همه مؤلفه های دیگر است. بسیار مهم است که مرزهای منافع ملی در رقابت های سیاسی رعایت شود. در آمریکا در رقابت های سال های اخیر و با حضور آقای ترامپ، اتفاقی که افتاده این است که این مرزها نقض می شود. رئیس جمهوری روی کار آمده که تا اندازه ای ساختار شکن و بی اعتماد به سیستم است و به شکلی دنبال تغییر ساختار و سیستم است و از رقبای خود و همان سیستمی که او را روی کار آورده است، بی حد و مرز انتقاد می کند. بنابراین این که خود جامعه سیاسی آمریکا که هیچ وقت تا این اندازه دچار شکاف نبوده، چه مسیری را طی خواهد کرد، بسیار حائز اهمیت است. الآن هم حزب جمهوری خواه، هیچ حرفی در مقابل آقای ترامپ ندارد و حزب دموکرات هم به حاشیه رفته است. البته این طور نخواهد ماند، ولی در ادامه روش های رادیکال آقای ترامپ، حتماً عکس العمل های رادیکالی را هم برخواهد انگیخت و این که این دعوا و اختلاف در آمریکا به چه شکلی پیش خواهد رفت، بسیار مهم است. این موضوع روی مسائل دیگر یعنی مناسبات جهان تاثیر دارد. آیا ترامپ خواهد توانست همین طور یکه تازی کند یانه، حزب و نهایتاً نظام سیاسی، مقداری ترامپ و رئیس جمهوری را کنترل می کند؟ این موضوع را به این دلیل اشاره کردم که بر همه چیز تاثیر می گذارد؛ هم بر رفتار آمریکا در خاورمیانه، هم نسبت به ایران، هم نسبت به اروپا و هم نسبت به روسیه. در مورد روسیه باید گفت که روس ها به صورت سنتی جمهوری خواهان را به دموکرات ها ترجیح می دادند؛ یعنی روابط روسیه حتی در دوره شوروی، با جمهوری خواهان نسبت به دوره ای که دموکرات ها روی کار بودند وضعیت بهتری داشته است.
خاورمیانه، ایران و اوکراین، در مذاکرات پوتین و ترامپ
اما به نظر می رسد نزدیکی روسیه به جمهوری خواهان در شرایط کنونی بیشتر متأثر از روابط خاص پوتین و ترامپ است.
بله به صورت خاص ترامپ یک خوش بینی نسبت به روسیه دارد و روس ها هم علاقه مندی خاصی به ترامپ دارند. البته در گذشته در دوره اول ریاست جمهوری ترامپ از این علاقه مندی نتیجه خاصی جز چند گفت وگو و دیدار حاصل نشد. اما این بار به نظر می رسد که ترامپ با اراده بیشتری وارد گفت وگو با روسیه شده است، زیرا مایل است به جنگ در اوکراین پایان بدهد و تا اندازه ای حق را به روسیه می دهد. این تصور را دارد که تداوم این جنگ الزاما به دلیل مقابله اوکراین با روسیه نبوده است، بلکه به دلیل حمایت بی حد و حصر آمریکا و اروپا از شخص آقای زلنسکی و تصمیمات و رویکردهایش بوده است. بنابراین در مورد روابط خاص و موضوع اوکراین، آنچه که ترامپ تا این جا انجام داده است، بیش از آن چیزی بوده که روسیه انتظار داشته است؛ در انتقاد از اروپا و و تحقیر اوکراین هم همین طور. اما این که آیا این منجر به صلح هم خواهد شد یا نه، بستگی به وقتی دارد که ترامپ خواسته های خود از روسیه را مطرح کند. او حتما خواسته هایی را هم از روسیه خواهد داشت؛ چون مذاکره صلح بر اساس مصالحه و معامله شکل می گیرد. خواسته روسیه رفع شدن انسداد پول هایش نزدیک به 600 میلیارد دلار پولی است که در خارج از کشور دارد و احتمالاً رفع تحریم ها و همچنین عدم عضویت اوکراین در ناتو است. امکان تحقق درخواست سوم محتمل تر است. ولی باید دید در ازای این خواسته ها، حاضر است یک عقب نشینی نسبی از سرزمین هایی که اشغال کرده است انجام دهد یا نه؟ که معلوم نیست.
همچنین انتظار می رود ترامپ درباره سایر موضوعات مانند خاورمیانه، غزه، سوریه و ایران هم بتواند با روسیه تفاهم کند و به نتیجه برسد. من معتقدم حتماً مانند دوره قبل گفت و گوهای حداقلی بین روسیه و آمریکا در این زمینه ها شکل خواهد گرفت، اما این که یک همکاری حداکثری هم شکل بگیرد و به نتایجی منتهی شود، به عوامل مختلفی بستگی دارد؛ از جمله باید مشخص شود که موضوع اوکراین به کجا می رسد و آیا روابط اروپا و آمریکا ترمیم خواهد شد یا نه در همین وضع متشنج و بی اعتمادی باقی خواهد ماند.
سال 1404 سالی خیلی حیاتی برای ایران
ایران در کجای این معادله قرار می گیرد؟ پیش از بازگشت «ترامب» منطقه آسیا بستر ائتلاف های نوظهوری بود که زیر سایه تقویت پیوند راهبردی بازیگران این عرصه همچون ایران، روسیه و چین در حال شکل گیری بود. برقراری مناسبات گرم مسکو - واشنگتن بر سیاست عملی ایران در این منطقه چه پیامدهایی به جای خواهد گذاشت؟ آیا ایران بخشی از خواسته های احتمالی ترامپ در روند توافق صلح اوکراین با روسیه خواهد بود؟ به ویژه که در هفته های اخیر زمزمه های جدی از فعال شدن نقش میانجیگرانه روسیه در مذاکرات هسته ای شنیده می شود.
روسیه یکی از ارکان اصلی برجام و بخشی از گفت و گوهایی بود که طی سال های طولانی در زمینه پرونده هسته ای جریان داشت. بنابراین این که این کشور در چهارچوب پرونده هسته ای ابتکاراتی در دست اجرا داشته باشد و حتی در این رابطه تعاملاتی با آمریکا برقرار کند، مساله تازه ای نیست و در دوره قبلی آقای ترامپ هم وجود داشت. البته هیچ کدام شان نهایتاً به نتیجه نرسید. اما الان موضوع احیای برجام خیلی پیچیده تر شده است؛ به این دلیل که آمریکا از برجام خارج شده و پرونده هسته ای ایران هم در چهارچوب قانون راهبردی مصوب مجلس، با تغییرات زیادی نسبت به گذشته روبه رو شده است. از طرف دیگر اروپا و روسیه که در دوره گذشته با یکدیگر همکاری تنگاتنگی در پرونده هسته ای ایران داشتند، الان تحت تأثیر موضوع اوکراین در تقابل شدید به سر می برند. بنابراین وضعیت بسیار پیچیده ای شکل گرفته است.
از طرف دیگر پیچیدگی و دشواری کار را به خصوص در سالی که برای ایران خیلی حیاتی است، افزایش می دهند؛ زیرا زمان غروب برجام فرا می رسد و احتمال اجرای مکانیزم «اسنپ بک» هم مطرح شده که بسیار موضوع حساسی است. دست اندرکاران این مساله در کشور به این موضوع توجه دارند و فکر می کنم به ویژه از ابتدای سال 1404 باید این پرونده در دستور کارشان باشد؛ زیرا همین الان هم تحریم ها مشکلات زیادی برای کشور ایجاد کرده و تاثیر آن در زندگی اجتماعی و زندگی اقتصادی مردم محسوس است. این در حالی است که کشور به هیچ وجه نباید در دوره طولانی در تحریم باشد زیرا تحریم های بلند مدت می تواند بیش از گذشته به توسعه اقتصادی آسیب بزند و در درازمدت به عرصه های دیگر هم زیان وارد کند؛ بنابراین این موضوع به صورت جدی در دستور کار سیاست خارجی کشور هست و در سال آینده (1404) نیز باید باشد.
ابتکارات روسیه درباره ایران؛ اتخاذ یک سیاست خارجی متوازن
آیا روسیه می تواند نقش توازن ساز در مذاکره میان ایران و آمریکا داشته باشد؟
وقتی که ساختار گذشته مقداری مخدوش شده است، طبیعتاً تعاملات و گفت و گوهای دوجانبه می تواند تأثیر بگذارد. روسیه هم حتماً ابتکاراتی را در این زمینه دنبال خواهد کرد. روابط ایران هم با روسیه به شکلی است که امکان ارائه چنین ابتکارانی را می دهد. اما این که نهایتاً در چه چهارچوبی سامان خواهد یافت و به چه شکلی پیش خواهد رفت، به عوامل و مسائل زیادی وابسته است که باید منتظر باشیم و در هفته های آینده ببینیم.
بعد از آغاز تلاش روسیه برای میانجی گری در پرونده هسته ای و مناسبات نزدیک این کشور با ایران، به نظر می رسد در سطح داخلی مقاومت و سرسختی کمتری نسبت به نقش میانجی گرانه مسکو در مذاکرات وجود داشته باشد. زیرا قاطبه مخالفان مذاکره با غرب بیشتر حامی رویکرد تقویت مناسبات با کشورهای شرق از جمله روسیه و چین هستند. حالا فکر می کنید با توجه به این پیش زمینه، روسیه می تواند به طور سازنده ای در این فرآیند میانداری کند؟
در این که اغلب مردم انتظار دارند که سیاست خارجی کشور یک سیاست خارجی چندوجهی باشد و همین سیاست خارجی هم در انتخابات آقای پزشکیان مطرح شد و به آن رأی داده شد، تردیدی نیست.علاوه بر این در این که سیاست خارجی چند وجهی به نفع کشور است؛ یعنی یک توازن در سیاست خارجی بر پایه رابطه با همه بخش های دنیا به نفع کشور است، هم تردیدی نیست. 
ببینید کشور برای دوره ای کوتاه مدت در روابط اش با یک کشور یا با یک جهت از جهات سیاست بین الملل می تواند دچار تنش باشد، اما در طولانی مدت، یک سویه بودن سیاست خارجی کشور، به نفع آن نیست و منافع و مصالح را تامین نمی کند. این امر به دلیل مختصات دنیای امروز است. همان طور که دنیای امروز دنیای دوقطبی نیست، دنیای دوره موازنه قوا در قرن نوزدهم هم نیست که بشود بر اساس آن چارچوب ها تصمیم گرفت. بنابراین، امروزه کشورهایی در توسعه اقتصادی گوی سبقت را ربوده اند که سیاست چند وجهی اتخاذ کرده اند. کشورهایی مانند هند، چین، برزیل،آفریقای جنوبی، ترکیه، قطر و امارات این سیاست چند وجهی را تجربه می کنند. 
بنابراین در این که باید هدف گیری و نشانه گیری کشور این باشد که در درازمدت به یک سیاست خارجی متوازن برسد، تردید نیست؛ اما طبیعی است که در یک دوره و برهه خاص، سیاست ویژه ای را اتخاذ کند و از همه ابزارها و روش ها استفاده کند. روسیه هم چه در عرصه روابط دو جانبه و منطقه ای و چه در بحث پرونده هسته ای از جمله کشورهایی است که می تواند ابتکاراتش مورد توجه باشد. منتهی در همان چارچوبی که عرض کردم و در دایره بزرگ تر نباید غفلت کرد. از این رو با توجه به مشکلات کشور باید از هر فرصت و مسیری که به حل آن برسد، استفاده کرد.
ایران هراسی ضعیف شده ولی می خواهند به انگاره ایران ضعیف بدمند
همه این اتفاقات در حالی جریان دارد که به نظر می رسد در پی وقوع اتفاقات خاورمیانه و سقوط بشار اسد و بروز رخدادها برای جبهه مقاومت، یک انگاره خاص از ایران شکل گرفته است؛ انگاره ای که آمریکا و اسرائیل در مسیر اجرای سیاست فشار حداکثری خود آن را برجسته می سازند. این نگاه بر پایه چه مؤلفه هایی در نسبت با ایران برجسته شده است؟
به نکته مهمی اشاره کردید. ماطی دو دهه گذشته، در چند نوبت شاهد گسترش انگاره «ایران هراسی» بوده ایم؛ یعنی این که ایران به عنوان یک تهدید تلقی شود و به این تهدید توسط اسرائیل، آمریکا و گاهی حتی توسط اروپا و همچنین توسط برخی از کشورهای عربی دامن زده می شد. خوشبختانه این تصور با فعالیت های گسترده ای که ایران در منطقه پشت سر گذاشت، به تدریج ضعیف شد و از بین رفت. الآن هم معادلات منطقه نسبت به گذشته دچار تغییراتی شده است. عواملی که در گذشته ایران را تهدید تصور می کرد، از میان رفته است. کشور روابط دوستانه ای با عموم کشورهای منطقه از جمله عربستان و قطر و ...دارد و احساس تهدید کمتری از طرف ایران وجود دارد. این روند باعث شد اسرائیل در تولید و تقویت ایده «ایران هراسی» تنها بماند. البته با این تفاوت که وجهه اسرائیل نیز در یک سال گذشته پس از حوادث غزه، در سطح افکار عمومی و تا اندازه ای میان دولت های جهان خیلی آسیب دیده است.
بنابراین یک نقطه قوت وجود دارد و آن این که روند «ایران هراسی» ضعیف شده، اما یک نکته منفی هم شکل گرفته است؛ این که به انگاره «ایران ضعیف» بعد از حوادث منطقه و سقوط «اسد» و آسیبی که جبهه مقاومت دیده، دامن زده می شود. اسرائیل در این زمینه تنها نیست و شرکای زیادی دارد. برخی کشورها در منظومه شرق و غرب و در منطقه نیز برخی بازیگران با این انگاره همراهی می کنند. بنابراین ما در یک شرایط حساس تری نسبت به گذشته قرار داریم. ایران باید با اعتماد به نفس و با بروز یک توانمندی خاص، بتواند این تصور را بشکند و موانع پیش رو را بردارد. در واقع هم تعامل ایران با جهان باید افزایش یابد، هم سیاست خارجی اش ابتکارات و فعالیت های بیشتری را در پیش گیرد. گاهی اعتماد به نفس پایین و نگرانی، باعث اقدام ضعیف یا عدم اقدام می شود. ایران نباید اجازه دهد که این دغدغه ها و نگرانی ها باعث شود که از چرخه توسعه عقب بیفتد و تحریم ها تثبیت و اسنپ بک اجرا شود. بله ایران در شرایط خاصی قرار گرفته است. اما شرایط برای هیچ کشوری در جهان پایدار نیست. فراز و فرود در سیاست چه داخلی چه بین الملل و منطقه برای همه کشورها وجود دارد؛ برای نمونه ترکیه ای که الان خود را پیروز صحنه سوریه تلقی می کند، همان کشوری بود که در سال 2011 همه برنامه هایش جلوی چشم جهان شکست خورد و در سوریه ناکام ماند. بعد از آن، از جبهه معارضین و حمایت صد درصدی از معارضین شیفت کرد و خود را وارد گفت و گوهای سه جانبه ایران، روسیه و ترکیه کرد؛ یعنی به ایران و روسیه ای ملحق شد که در جبهه سوریه پیروز بودند.
می خواهم بگویم که اهداف یک کشور می تواند ثابت، اما روش ها و تاکتیک ها و سیاست متغیر و متفاوت باشد. ایران نباید در دو دام بیفتد؛ یکی دام تحریم و دیگری دام بی اعتمادی و احساس ضعف. تغییر روش ها و تاکتیک ها خودش یک شجاعت و جسارت است و یک کشور توانمند می تواند به راحتی سیاست گذاری های خود را بر اساس اهداف بلند مدتش تامین کند. بخش داخلی آن نیز مهم است که یک وحدت رویه در این زمینه وجود داشته باشد. در این رابطه به نکته اول برگردیم؛ یعنی تاکید و اصراری که آقای دکتر پزشکیان برای جلوگیری از واگرایی دارند. مقام معظم رهبری در راس و سیاست گذار اصلی در کشور هستند و دیدگاه ها و نظرات مشورتی کارشناسان باید به ایشان منتقل شود؛ اما تصمیمی که نهایتاً در کشور گرفته می شود، باید با جدیت اجرا شود. این نکنه ای است که آقای دکتر پزشکیان بر آن تاکید می کند که راه برون رفت کشور از مشکلات این است که وحدت و همگرایی حفظ شود.
تاب آوری و مقاومت مردم در گرو خروج از تحریم ها
ایران در مواجهه با سیاست فشار حداکثری ترامپ که مدعی شده با همه ابعاد سعی بر اجرای آن دارد چگونه امکانی برای مذاکره خواهد یافت؟
سیاست فشار حداکثری بر ایران سیاست اشتباهی است و تجربه هم شده است. فشار بر ایران نتیجه معکوس می دهد و شاید در این زمینه باید به روانشناسی ملت ها و کشورها هم توجه کرد. فشار حداکثری، باعث مقاومت حداکثری و افزایش بی اعتمادی نسبت به طرف ها در ایران می شود. ایران درباره مواضع اصولی خود جدی است و حاضر نیست که بر اساس فشار و تهدید گفت و گو کند. بنابراین چنان که اعلام کرده به هیچ وجه از موضع تهدید و فشار مذاکره را نخواهد پذیرفت؛ اگر کشوری خواهان مذاکره است باید با زبان مناسب با ایران گفت و گو و درخواست خود را مطرح کند. اما نکته این که مردم ایران باید بیشتر نسبت به سیاست های کشور قانع و توجیه شوند. آن ها باید احساس کنند که مقاومت کشور به این معنا نیست که می خواهند دائم کشور تحت تحریم باشد، یعنی باید بین تاکتیک ها و راهبردها و روش ها و استراتژی ها تفکیک ایجاد شود. مردم برای این که بیشتر در میدان سیاست و میدان انتخابات بمانند و بیشتر همگرایی خود را با ساختار حفظ کنند باید اطمینان پیدا کنند که تصمیم دولت و تصمیم حاکمیت، رفع تحریم هاست. جوان ها به آینده کشور امیدوار باشند و اطمینان پیدا کنند که موج عظیم مهاجرت دوباره تداوم پیدا نخواهند کرد. مسأله مهاجرت یک موضوع جدی است و بعضی خیلی ساده انگارانه نسبت به آن برخورد می کنند؛ این که حدود 10 میلیون جمعیت مهاجر ایرانی در خارج از کشور در یک شرایطی به چند ده میلیون تبدیل شود، با هر عینگ و زاویه ای که نگاه کنید به هیچ وجه پدیده خوشایندی نیست. بنابراین مردم اگر احساس کنند که قرار است در دوره ای تاب آوری و مقاومت از خود نشان بدهند، حتماً این کار را خواهند کرد، اما باید اطمینان پیدا کنید که راهبرد کشور، راهبرد توسعه خروج از بحران ها و حل مشکلات است.
آمال مردم در برنامه چشم انداز 20 ساله که تحقق نیافت
در پایان پرسشی را مطرح می کنم که پاسخ به آن از منظر انعکاس خواست ها و مطالبات مردم اهمیت دارد و آن این که به نظر شما ایده آل امروز جامعه ایران در عرصه داخلی و جهت گیری درست در جهان دیپلماسی چیست؟
من معتقدم ایده آل مردم همان اهدافی است که در چشم انداز 1404 منعکس شده بود. برنامه چشم انداز 20 ساله در سال 1404 تمام می شود ولی متأسفانه اهداف برنامه تأمین نشده است. شما اگر به این برنامه نگاه کنید متوجه می شوید که در این برنامه تصویر زیبایی از شرایط را نشان می دهد. جوانانی پرشور و با انگیزه و کشوری با اقتصاد اول در غرب آسیا و الهام بخش و خب البته بخش هایی از آن امیدها واقعی است و وجود دارد؛ ولی بسیاری از آن اهداف تأمین نشده است: یعنی ایران نه تنها بعد از 20 سال به اقتصاد اول غرب آسیا تبدیل نشده بلکه نسبت به همان 20 سال پیش تولید ناخالص ملی کشور بر اساس ارزیابی های بین المللی نصف شده است. بنابراین تصور می کنم اگه همان برنامه را پیش چشم خود بگذاریم باید با توجه به استعداد و بنیه جامعه ایرانی و نعمت های خدادادی نشات گرفته از موقعیت ژئوپلیتیکی کشور امیدوار باشیم تا در نتیجه تلاش فضایی شکل گیرد که مردم کشور دیگر با دیدن فرودگاه های کشورهای همسایه احساس حقارت نکنند، بلکه احساس غرور کنند که صاحب تمدنی کهن و تاریخی سرشار در منطقه و جهان پیشرو هستند. از این رو سیاستگذاران باید ببینند کجای راه را اشتباه رفته اند تا در آن ها تجدید نظر کنند و یک دورنمای روشن پیش چشم مردم کشور ترسیم کنند.

لینک کوتاه:
https://www.akhbaremahramaneh.ir/Fa/News/1347663/

نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield
مخاطبان عزیز به اطلاع می رساند: از این پس با های لایت کردن هر واژه ای در متن خبر می توانید از امکان جستجوی آن عبارت یا واژه در ویکی پدیا و نیز آرشیو این پایگاه بهره مند شوید. این امکان برای اولین بار در پایگاه های خبری - تحلیلی گروه رسانه ای آریا برای مخاطبان عزیز ارائه می شود. امیدواریم این تحول نو در جهت دانش افزایی خوانندگان مفید باشد.

ساير مطالب

دیوانه‌وارترین تبلیغ تاریخ!/ویدیو

گفتند «جورج حبش»، امام موسی صدر را کشته!

چرا علی جنتی گذرنامه پاکستانی گرفت؟

شادمانی پسر پزشکیان از برد تراکتور

روزی برای شنیدن صدای کودکان فلسطینی

خط و نشان یمن برای آمریکا و اسرائیل

عملیات آمریکا در یمن؛ یک میلیارد دلار هزینه برای هیچ!

هشدار اکونومیست درباره تعرفه‌های ترامپ؛ بحران 1930 تکرار خواهد شد؟

ترامپ پس از گفتگو با رئیس‌جمهور ویتنام درباره تعرفه‌ها: تماس سازنده بود

آمریکا و کره جنوبی برای انتقال سامانه پاتریوت به غرب آسیا توافق کردند

زیاده‌خواهی اردوغان کار دستش داد؛ این‌بار اسرائیل، ترکیه را تهدید کرد

میرسلیم: 1000 میلیارد دلار سرمایه بعد از انقلاب از کشور خارج شده است

واکنش فلاحت‌پیشه به اظهارات لاریجانی درباره سلاح هسته‌ای: این سخنان آخرالزمانی کردن سیاست خارجی است

علی اوجی و عجیب ترین کارش در شب عروسی

حمله اسرائیل به یک مدرسه در غزه؛ آنچه به آسمان پرتاب شده بدن انسان است!

ممد چاخان بدنسازی کار می کنه

واکنش به پیام نوروزی خاص رییس ستاد مشترک نیروهای مسلح با هشتگ عقلانیت

قدرت بازیگری بابک حمیدیان

امیر آقایی: اگر این انتخاب تنهایی، انزواست، بلی من منزویم

ناگفته‌هایی از آیت‌الله رئیسی به روایت دخترش

سردار علایی: نباید احتمال اقدام نظامی آمریکا را نادیده گرفت

بی‌بی در برابر سلطان؛ تقابلی که آینده سوریه را شکل می‌دهد

ترامپ اجازه داد «تیک‌تاک» 75 روز دیگر فعال باشد

نقد سبک زندگی بلاگری و اینستاگرامی در سکانس دیشب پایتخت

ادب پسرِ امیرحسین مدرس رو ببینید چقدر از نامادریش خوب گفت

راز عطرآگین بودن مجسمه‌ های باستانی چیست؟

عیادت آشا محرابی از مادر عمو پورنگ

مگه تو بزی ؟

بازخوانی آهنگ ازم نخواه با تو بمونم توسط سپندامیرسلیمانی

عزیز برگشته به دوران جوانی! عاشق شده

با استفاده از چند روبان رنگی؛ گل هایی زیبا بساز

حمله موشکی روسیه به اوکراین، 12 کشته برجای گذاشت

القسام: نیمی از اسرای زنده دشمن در مناطق تحت حمله ارتش اسرائیل هستند

تیپ نوجوان‌پسند عمو پورنگ در سن 52 سالگی

تحلیل معاون سیاسی رئیس‌جمهور درباره راهبرد پزشکیان

چرا برخی زنان در یونان دو همسر داشتند؟

وضعیت تورم در استان‌های ایران، کدام شهر صدرنشین است؟

پیش بینی بورس هفته سوم فروردین 1404

شهادت مؤذن حین اذان گفتن به همراه همه نماز گزاران مسجد در نوار غزه

احتمالا 1.5 میلیون اوکراینی پس از جنگ دیگر به کشورشان بر نمی‌گردند

روایت تسنیم از تنها هنر حکام عرب در برابر کشتار مردم غزه

پوشش متفاوت «سارا» سریال پایتخت جلب‌توجه کرد

تمجید مطهری از یمن: تنها کشوری که به وظیفه اسلامی خود عمل کرد، بقیه فقط شهدا را شمارش می‌کنند

پیش بینی قیمت دلار 16 فروردین 1404

روز رهایی یا آغاز سقوط؟

نظرهایائو میازاکی درباره‌ی هوش مصنوعی: «این کار توهینی به زندگی است»

8.9 میلیون فقره چک وصول شد، یک میلیون چک برگشت خورد

از هر 2 شهروند فرانسوی یکی می‌خواهد لوپن در انتخابات نامزد شود

ماجرای سفر جنجالی دیکتاتور رومانی به ایران در سال 68 که در بازگشت به کشورش اعدام شد

دفاع «مایک پنس» از اظهارات جنگ‌طلبانه ترامپ علیه ایران

© - www.akhbaremahramaneh.ir . All Rights Reserved.

چاپ ایرانیان کمپانی